قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
72
تاريخ الفي ( فارسى )
شد و در استعداد كوشيد . جنگى عظيم ميان اين دو لشكر واقع شد و از طرفين جمعى كثير كشته گشته آخر الامر لشكر روم شكست يافته و ابو عبيده جرّاح و خالد بن وليد شهر دمشق را محاصره كردند . هرقل لشكرى به مدد شاميان فرستاد . جمعى از اهل فارس كه مسلمان شده بودند سر راه بر لشكر گرفتند و نگذاشتند كه به مدد اهل شام برسند . بعد از هفتاد روز و بقولى بعد از ششماه كه دمشق در محاصره بود اهل دمشق به مصالحه راضى شدند و نزد ابو عبيده كس فرستادند كه طلب صلح كنند . خالد وليد خبر يافته از اين معنى ، به گمان آنكه مبادا كه ابو عبيده صلح كند ، شبى از شبها كه در شهر دمشق بطريقى را فرزندى شده بود و مردم به شرب و عيش و خوشحالى مشغول بودند و از محافظت قلعه غافل شده بودند ، فرصت غنيمت دانسته كمندها و نردبانها كه قبل از اين بهم رسانده بود تعبيه كرده بر حصار شهر برآمد و جمعى از نگاهبانان قلعه را بكشت و به دروازه رسيده دربانان را پراكنده ساخته لشكر خود به شهر درآورده بنياد قتل و غارت كرد . چون اهالى دمشق از اين حال وقوف يافتند ، پيش ابو عبيده آمدند كه ما با تو صلح قرار داده بوديم و بر سر صلحيم ، و الحال خالد به قتل و غارت مشغول است . ابو عبيده كسان فرستاده خالد را تسكين داد و اهل دمشق صد هزار نقد پيش ابو عبيده حاضر كردند و قبول كردند كه هر مردى چهار دينار و هرزنى دو دينار بدهد هرساله . ابو عبيده خمس از اموال را به مدينه فرستاد و باقى را على السّويّه به مردم تقسيم كرد . يزيد بن ابى سفيان را حاكم دمشق ساخت و معاويه همراه برادر خود يزيد مىبود . بعد از آن ابو عبيده خود باتّفاق خالد به جانب فحل روان شد و فوجى كه از اهل روم آنجا جمع آمده بودند تاب مقاومت نداشتند ، اكثر كشته شدند و بعضى فرار نمودند و بعضى گرفتار شدند . « 1 » در اين سال اكثر باديه و قصبات شام كه در سواحل دمشق بود بر دست يزيد بن ابى سفيان و معاويه فتح شده ، ميسان بر دست شرحبيل بن حسنه ، و طبريّه بر دست ابو الاعور گشوده شد ؛ به اين طريق كه صلح كرده جزيه قبول كردند . و هم در اين سال بعلبك بر دست خالد وليد به جنگ فتح شد . و در اين سال عمر فرمود كه در مسجدهاى مدينه و هرشهرى كه به تصرّف اهل اسلام درآمده ، نماز تراويح « 2 » گزارند . علىّ ابن ابيطالب شب اوّل رمضان بيرون آمد كه ببيند كه غوغا و روشنى آتش در مسجدها به چه تقريب است . چون بر صورت حال واقف شد عمر را دعاى نيك كرد .
--> ( 1 ) . روزى كه اين واقعه رخ داد در تاريخ به نام « يوم الفحل » و « يوم الردعة » و « يوم النيسان » مشهور است . ( 2 ) . بيست ركعت نماز نفل [ - نافله ] كه در شبهاى ماه رمضان گزارند . آن را ترويح [ - مفرد تراويح ] به همين سبب گويند كه بعد از چهار ركعت نماز ، خود را راحت و آرام مىدهند ؛ - غياث اللغات .